تبليغاتX
♥یه دختر و یه وبلاگ♥

من و حافظ !!

   

طالع بینی ها و فال ها ، خصوصا در موارد عشقی ، طرفداران زیادی دارند ... اینبار ستاره ی کوچولوی آسمان بلاگفا شاید شاید کمی بی پروا به سراغ حافظ رفته تا شعر های زیبایش را بزبانی طنز گونه تعبیر نماید (لفظ قلمو حال کردی؟؟ کسی که 1ساعت کتاب حافظ جلوش باشه اینطوری تاثیر میگیره دیگه!! )

 

الا یا ایهالساقی ادرکاسا وناولها    که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها

ای صاحب فال ! عشق به این آسانی که فکر میکنی نیست . عشق فقط شماره دادن و زنگیدن و اس ام اس بازی نیست .. این خیال باطل را از خود دور کن که اگر مهرش را بر دل نهادی براحتی میتوانی با او ازدواج کنی ... خاک بر سرت کنند تو این گرونی تو هم ازدواج کردنت گرفته؟ خونه و ماشین و جهیزیه و هزینه مراسمو از کجا میاری؟؟ تو قبض موبایلتو بده ، ازدواج کردن با این خرجای زیاد پیشکش

دل میرود ز دستم صاحبدلان خدارا    دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

این همه دلتو میدی به این و اون . با همه بچه محلاتون دوستی . با نصف جوونای شهرتون که نه استانتون تریپ لاو ترکوندی ... دردا که راز پنهانت آشکار میشه و بلاخره یه روز گندش درمیاد .. خجالت بکش!! اینکارارو ول کن و بچسب به زندگیت ، روزی که رسوا شدی و بابات با لگد از خونه انداختت بیرون نیای بگی به من پناه بده ها .... از ما گفتن بوددددد

رواق منتظر چشم من آشیانه ی توست      کرم نما و فرود آ که خانه ، خانه ی توست

چی چیو خانه خانه ی توست ؟؟؟ خانه ی باباته !! هروقت خودت خونه گرفتی از این غلطا هم بکن... کار خلاف میکنی به کنار چرا از کیسه ی خلیفه می بخشی ؟؟

این پیک نامور که رسید از دیار دوست       آورد حرز جان ز خط مشکبار دوست

سر به عشقی نهاده ای که حتی از دیدن خط یار هم خوشحال میشوی ... ولی از صمیم قلب برات متاسفم که در عصر تکنولوژی و پیشرفت ارتباطات ، شما هنوز واسه هم نامه مینویسید و با پیک از هم خبر میگیرید . پیک میکو بیخیال شید که دیگه فایده نداره ... از کی تاحالا ؟؟؟ خب معلومه از وقتی ایرانسل اومده

 

بنال بلبل اگر با مـَنـَت سر یاری هست      که ما دو عاشق زاریم و کار ما زاری هست

شما جوان بسیار پرتوقعی هستید. به بلبل بیچاره میگی بنال تازه ازش طلب یاری هم میکنی ؟؟ آخه این چه طرز صحبت کردنه ؟ واقعا عاشق ِ زاری هستی و برق 3فاز زده به کله ت . باید بگی : بفرمایید جناب بلبل اگر با منت سر یاری هست ... درسته که وزن شعر به هم میخوره اما در عوض نشون میدی که خیلی با ادب و با شعوری ... معشوقت هم از این همه ادب کیف میکنه و بیشتر خاطرخواهت میشه !

بحری است بحر عشق که هیچش کناره نیست      آنجا جز آن که جان بسپارند چاره نیست

دریای عشق فعلا شنا ممنوعه ! اگر بری میمیری .... حافظ میگه تا اطلاع ثانوی عاشق نشو ، اندکی تامل نما و صبر پیشه کن

 

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت       که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

در زندگی و عشق دیگران دخالت کردن کاری بس نابجاست و فرجام بدی خواهد داشت ... آخر تو را چه کار که مریم با پسرهمسایه شان دوست است یا سعید با همکلاسی دانشگاهشان؟ خوبه منم بگم تو با کی دوستی ؟؟ هان ؟ هان ؟ میخوای آبروتو ببرم ؟ نه!! جون من میخوای بگم ؟

صبحدم مرغ سحر با گل نوخاسته گفت :       ناز؛ کم کن که در این باغ بسی چون تو شکفت

شخص خوبی هستی و زندگی خوبی داری اما بیش از اندازه مغروری. غرور مانع از بروز احساسات و عواطف میشود. تابحال چندبار عشقت را بخاطر غرورت زیرپا گذاشته ای ولی فکر نکن که طرف از ناراحتی میمیرد . مثل تو برایش خیلی زیادند.

حالا اونقدرا هم خوشگل نیستی که اینقدر قیافه میگیری!! فکر کردی چه خبره که این همه ناز میکنی؟ با اون چشمای باباقورقوریت ... ببخشید باباقوریت!!

ساقی بیار باده که ماه صیام* رفت       در ده قدح که موسم ناموس و نام رفت

*= ماه رمضان !!

بسه دیگه ! چقدر ریا ؟؟ سر کیو میخوای کلاه بذاری؟؟ ماه رمضون روزه میگیری و مسجد میری و تیریپ منم بچه مسلمان کتابم هست قرآن برمیداری ... ولی تا که این ماه تموم شد 2باره بساط پهن میکنی؟؟ تو این دنیا که هیچ خیری نمیبینی ... اون دنیا هم خدا 1ساعت تو بهشت و 23 ساعت تو جهنم نگهت میداره تا حسابی جزغاله بشی و فکر ساقی و قدح و می و میخونه از سرت بپره

 

دیری است که دلدار پیامی نفرستاد        ننوشت کلامی و سلامی نفرستاد

دلدار پیام نفرستاد . تو چرا خسیس بازی درمیاری؟ یه پیامک بهش بده حالشو بپرس .. چی؟ جوابتو نمیده؟؟ خب ای صاحب فال که آی کیوت در حد پلانکتون و آمیب میباشد، او یار دیگری گزیده است .. کجای کاری؟ اینجای کاری؟!!؟؟ درست نشون بده ببینم کجارو میگی؟؟

تو هم برو یار دیگری برگزین تا طرف حسابی بسوزه .. واسش پیامک بده .. ببینه با یکی دیگه ای .. جاشم اصلا خالی نیست

( حافظ الان عصبانی شد و گفت پای شاعران دیگر را به این فضای روحانی!! باز نکن )

 

روشنی طلعت تو ماه ندارد       پیش تو گل رونق گیاه ندارد

ای صاحب فال که اینقدر خوشگل و ناز و کیوت و مامان هستی !! آن کس که تو بهش دل سپرده ای شخصی بسیار نامرد؛ بیوفا؛ خیانتکار؛ و خلاصه خیلی بد است ... بهتر است قید او را بزنی و کس دیگری را برگزینی... افراد خوب بسیاری در اطراف تو هستند ... کافیست کمی بیشتر چشم باز کنی و به ستاره های کوچکی که در آسمان میدرخشند بهتر بنگری

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد       دل رمیده ی ما را انیس و مونس شد

این که فال منه ... تو واسه چی میخوای بخونی؟؟؟

 

در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد        حالتی رفت که محراب به فریاد آمد

ای صاحب فال ! چرا اینقدر دل و جون و حواستو به عشقت سپرده ای ؟؟

بعد از هزار سال اومدی یه نماز بخونیا !! 50بار حواست پرت شد و مخت جای دیگه ای پر کشید ، شکستی و 2باره خوندی !! بابا محراب و سجاده دارن از دست تو ؛ تو سر و مغز خودشون می کوبن ... ول کن بابا اصلا ما از تو نماز نخواستیم

آنانکه خاک را به نظر کیمیا کنند       آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند؟؟

نه !! نبود که گوشه چشمی به ما کنند ، آنانکه خاک را به نظر کیمیا میکنند عینک دودی میزنند ، خودشون میگیرند ، کمری و کروت سوار میشن ، به من و تو هم که محل نمیذارن ... چه انتظاری داریا !!

دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود      تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود

ای صاحب فال ! کارت به دولت حواله شده و خدای به دادت برسد... پیاله آشی برایت بپزند با وجبی روغن بر آن ... باز چه گندی زده ای؟؟؟

یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور      کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

مژده باد ترا که معروف خواهی شد... جوانی یوزارسیف نام به خواستگاری ات خواهد آمد و با ازدواج با وی نامت بر سر زبانها خواهد افتاد.. علاوه بر کم کردن روی کتایون ریاحی (زلیخا منظورمه) رخسارت بر جلد تمامی مجله ها خواهد رفت به خوش نامی خواهی رسید

یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش       میسپارم به تو از چشم حسود چمنش

ای صاحب فال .. تو که عرضه ی نگه داشتن نوگل خندانو نداری چرا چشم حسود چمنو بهانه میکنی ؟ بگو بلد نیستم قال قضیه رو بکن .. اینقدر ماست مالی کردن نداره که

چل سال بیش رفت که من لاف میزنم      کز چاکران پبر مغان کمترین منم

من فال آدمای لاف زنو تعبیر نمی کنم!!

 

دیدار شد مـُیسر و بوس و کنار هم       از بخت شـُـکر دارم و از روزگار هم

تو که همه چیزت جوره ، فال میخوای واسه چی؟؟

پ-ن ها :

نداریم!!

!! تایپ شده با انگشتای ستاره ی کوچولو | | دوشنبه چهارم آذر 1387 •

ماهیچه های طبقه بندی شده !!

آخی !! خیلی وقت بود آپ نکرده بودم ... دلم واسه آپای خودم تنگ شده بود

خب سوژه زیاد بودددد ... اما من نمی تونستم بنویسم !! یاخدا!! شدم مثل این نویسنده ها که ازشون میپرسن چرا دیگه کتاب نمی نویسی ؟ میگن حس نوشتن نداریم و این حرفا !!
خب چه کنیم دیگه !! کامنتای شما دوستای خوبه که این همه به من انرژی مثبت میده .... دنیا دنیا ممنونم

آهان !! بریم سراغ آپمون

خب !!

 

داشتم از پیاده رو عبور مینمودم که ناگهان سایه ای بر جلوی خود دیدم ، خب سر م پایین بود و نمیدونستم سایه ی چیست ؟؟؟!!؟! کمی دقت نمودم و 2 کفش دیدم بعد سرم را کم کم بالاتر آوردم و بالا آوردم و بالا آوردم و بالا آوردم .. و این داستان همچنان ادامه داشت....

آنقدر سرم را بالا آوردم که با زمین زاویه 180 ساخت

بعله !! رستم را به چشمان خود دیدیم !!

یک آقای بسیار قد بلند ... و بسیار بد هیکل

همان هیکل هایی که شرکت کنندگان مسابقه مردان آهنین دارند !! چندش !!
بعد هم جناب رستم فرمودند : چطوری جوجه ؟؟

من خیلی ترسیده بودم و در برابر آن آقای غول بی شباهت به جوجه نبودم.. ترسیدم که مرا با انگشت خود له بنماید ...پس پر زدم و فرار کردم !!!!

اما درکل آن آقا خیلی فکر من را به خودش مشغول کرده بود !! نه نه نه !! فک نکنید عاشق شدم... نه !!

داشتم به این فکر میکردم که چرا بعضی مردا و پسرا چنین کار خبیثی با هیکل خودشون انجام میدن ؟؟

من نمیدونم که چه کلاسی میرن که این ریختی میشن ؟!؟!؟ بدنسازی؟ پاورلیفتینگ ؟ چی ؟ من که بلد نیستم !!

اما خب تا قبل از رسیدن به خونه راه های احتمالی رسیدن به این نمونه هیکلو با خودم بررسی کردم و به این نتایج رسیدم :
1- بالای بازوشونو سوراخ میکنند و با تلمبه باد میکنن دستشونو ... فوت فوت فوت .... بعد هم دستشونو میپیچونن تا بادی که تو دستشون جمع شده شکل بگیره .. دقیقا مثل بادکنکای درازی که میپیچونیم و فرم میدیم !!
2- وقتی که میرن کلاس بدنسازی از 2 نفر خواهش میکنن که دستاشونو بکشن تا به اندازه کافی کش بیاد و بالا تنشون عریض بشه بعد هم بند 1 را اجرا میکنند

3- خمیر اسباب بازی یا هر چیز دیگه ای روی دستاشون میچسبونن ، بعد هم به پوست مصنوعی روش میکشن اما هیچ وقت دعوا نمی کنن تا فرم خمیر بهم نخوره و از رستم تبدیل به شخصیت گوژپشت فیلم 300 نشن

4- خب من یه بار یه پلاستیک باد کردم و گذاشتم زیر آستین لباسم !! خیلی شبیه شد اما شدیدا آسیب پذیره ... آقایون ِ مرسی بدنی که از این ترفند استفاده میکنن مراقب باشن که کسی با سوزن بادشونو خالی نکنه

5- قبل از ینکه به دنیا بیان یه پولی به اونی که گِلِشونو مشت و لگد میزنه میدن و ازشون میخوان که هیکلشونو این ریختی بسازه

6- شاید تمام رگ های بدنشون بجز اونایی که به دست راه دارنو میبندن و از چربی های محترم خواهش میکنن فقط برن توی دستاشون

راه های احتمالی تموم شد !! رسیدم خونه دیگه !!

پ - ن ها :

1- یادمه یه کلیپ از نمایش این آقایون بد هیکل دیدم .... خیلی تعجب کردم از دیدن یه عالمه تماشاچی دختر !! که کلی هم کیفول بودن از دیدن اینا !! اما یه سئوالی هم واسم پیش اومد ... چی میزنن به بدنشون که اینقدر لیز و چرب میشن ؟؟؟ اَه اَه اَه !!

2- میدونم آپم افتضاح بود .. میدونم بد بود ... شرمنده واقعا !!
3- منم میخوام تو نظر سنجی شرکت کنم ... منم میخوام وبلاگ برتر بشم .. منم میخواااااااااااااااااام !!.

  

4- از همه ی دوستای گلم معذرت میخوام !! یکمی تحریم و تهدید شدم ... لذا وقت نمی کنم اعلام آپ کنم ..

5- از آقایون ِ مرسی بدن هم معذرت میخوام !! خب بد هیکلید دیگه !! چیکارتون میشه کرد ؟؟!؟ نه نه نه ... ببخشید ... !! من زندگیمو دوس دارم ! !

6- بازم بخاطر این آپ مزخرف شرمنده 

7- اصلا چرا شرمنده باشم ؟؟؟ وب خودمه !! مث دفتر خاطراتمه ! هر چی خواستم توش مینویسم .. تو چرا چپ چپ نگا میکنی ؟؟ ها؟ 

8- منتظر کامنتاتون نیستم !! هم آپم بد بود .. هم اینکه خبر ندادمم ... اما حالا یه دونه بذارین دلم نشکنه !! گناه دارم

*************************************

اینم یه جوک واسه کمی خنده :

احمدي نژاد: ديشب خواب ديدم 8 نفر مغولي برايم آش آلو آوردند. يو زارسيف: (تعبير خواب): 8 سال جوري تو اين مملکت ميريني که مردم به روح چنگيز خان مغول درود ميفرستند 

!! تایپ شده با انگشتای ستاره ی کوچولو | | جمعه یکم آذر 1387 •

پست اورژانسی شماره 2

 

 

دوستی دارم که ۳-۴ ماهی ازم کوچکتره

وقتی سوم راهنمایی بوده ، پسری بهش پیشنهاد دوستی میده

این ۲ عاشق هم میشن اما دوستم بخاطر بعضی مشکلاتی که داشته نتونسته باهاش رابطه دوستی برقرار کنه

۴ سال میگذره و این ۲ هنوز عاشق همدیگن

اما از هم خبری ندارن

تا مدتی قبل گهگاهی از طریق واسطه از هم خبردار میشدند اما این جریان هم قطع میشه

علاقه بینشون زیاد میشه و فاصله بینشون کم نمیشه

دوستم هم خیلی بهش علاقه داره

از من پرسید منتظرش بمونم ؟؟؟

 من گفتم منتظرش بمون اما نذار انتظارت طوری بشه که زندگیت مختل بشه

بعد هم ازش اجازه گرفتم و جریانشو اینجا مینویسم

دوست دارم شما هم پیشنهادتونو در این مورد بگید

آیا منتظرش بموووووونه ؟؟؟؟  

 

!! تایپ شده با انگشتای ستاره ی کوچولو | | دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 •

عشق چیست

 

پیش گفتار : تمامی شخصیت ها و گفتار آنها تصوری و زاییده ذهن اینجانب میباشد

 

به نام خدایی که عشق را آفرید

ما تصمیم گرفته ایم به دستور خانم معلممون انشایی در مورد عشق بنویسیم

خانم معلممون میگه : چون شما سوم دبستان هستید و بعید است که از عشق چیزی سر در بیاورید ، میتوانید از اعضای خانواده تان در مورد عشق سئوال کنید

من همان موقع فهمیدم که عشق چیزی است که بچه های سوم دبستان آنرا نمیدانند و چقدر دلمان میخواهد گنده شویم ، مثلا برویم چهارم دبستان تا خودمان بفهمیم عشق یعنی چه

یکی از بچه ها داد زد و گفت : عشق یه چیزی مثل کشک و دوغه

خانم معلممون دعواش کرد و گفت چیزهایی که توی ماهواره میبینی رو سر کلاس نگو ... زشته !! من از این حرفا 2نتیجه مهم گرفتم اول اینکه عشق یکی از محصولات ماست میباشد .. دوم اینکه عشق های ماهواره ای خیلی زشت و بد میباشند ... دیگر هم دلم نمی خواهد به مامانم اصرار کنم که برایمان ماهواره بخرد تا من هم چیزهایش را ببینم و عشقولانه شوم و برای دوستانم تعریف کنم

وقتی رفتم خونه از مامان جونم پرسیدم : مامانی ! عشق یعنی چه؟ مامانم گفت برو بچه این فضولیا به تو نیومده ..وقتی بهش گفتم که این موضوع انشای ما هست گفت بنویس: چیزی است که من و پدرت به خاطرش ازدواج کردیم و حالا هم به خاطرش داریم همدیگر را تحمل میکنیم

پرسیدم مامان همه آدمها با عشق ازدواج میکنند؟؟ مامانم گفت : نه عزیزم ! بعضی ها عشقشان قبل از اردواج بوجود میاد و بعد از ازدواج از بین میره .. بعضی ها هم عشقشان بعد از ازدواج بوجود میاد ولی کم کم از بین میره

اینطور که خواهر دوستم بهش گفته عشق چیز خوشگل و قشنگیه ... من عشق از بین رفتنی دوست ندارم... اگه عشق خیلی خوشگل و قشنگ و مامانی هست چرا باید از بین بره؟؟ با خودم فکر نمودم که چه خوب است آدم با عشق زندگی کند و با عشق هم بمیرد

حیف است چیز خوشگل پیش آدم نباشد

پدرم که از سرکار اومد ازش پرسیدم : بابایی !! عشق یعنی چی؟؟ گفت : عشق یعنی سعادت ... مامانم یه دفعه ناراحت شد بعد من پرسیدم سعادت یعنی چه؟ بابام گفت : یعنی خوشبختی ... البته من میدانم که منظور بابام خانم سعادت منشی شرکتشان بود ولی به روی بابام نمیارم تا خجالت نکشه

پس عشق میتونه یه چیز یواشکی هم باشه.. شاید عشق ِ بعد از ازدواج ِ مامان و بابام به خاطر عشق ِ قایمکی ِ بابام از بین رفته !!

بعد هم از خواهر بزرگ جانم پرسیدم که آیا عشق چیست؟ خواهرم چشمهایش را یک جور رویایی کرد و یک عدد ژست شاعرانه گرفت و گفت عشق یعنی گلزار ! من داشتم هاج و واج نگاهش میکردم و در این خیال بودم که عشق یک چیزی در مایه های دشت و صحرا میباشد اما خواهرم یکدفعه گفت : گلزار ! محمد رضا گلزار !! این شد که من فهمیدم عشق میتواند تعدادی عکس باشد که ما به در و دیوار اتاقمان آویزا میکنیم

سپس از داداش جونم پرسیدم که عشق چه می باشد ؟ داداش جونم سریع گفت : عشق یعنی مریم و لاله و نسترن و مینا و لادن و رز و شقایق و یاس و..... بعد هم در حالی که میگفت وای وای وای پارمیدای من کوش ؟؟ رفت توی اتاقش

من هم فهمیدم که عشق یک چیزیست مثل باغچه که یک عالمه گل دارد و کلا عشق یعنی همه گل ها

اگر هم داداش جون من عشقولانه شده باشد میفهمیم که عشق باعث میشود آدم پارمیدایش را گم کند

حالا حرفهای بقیه بماند من خودم هم نتیجه هایی گرفتم که خدمت معلم عزیزم عرض مینمایم :

عشق یک چیز پدر سوخته است چون وقتی خواهرم به عکس های گلزار خیره میشود میگوید : پدر عشق بسوزد

عشق میتواند یک بیماری هم باشد چون وقتی برادرم حالش ناخوش می شود و ناراحت است و مادام توی فکر است خواهرم میگوید که عاشق شده است

عشق چیزی است شبیه قاشق که برای شیره مالیدن بر سر دیگران از آن استفاده میشود ! از آنجا که هر وقت پدرم میخواهد مامانم را گول بزند به آخر هر جمله اش یک عشق ِ من اضافه میکند

انشایم به پایان رسید ! از معلمم تشکر مینمایم و به همه اعلام میدارم که عشق من خانم معلمم میباشد که بسیار دوستش میدارم

نکات کنکوری :

1- خب من همشو سر کلاس دین و زندگی نوشتم ... اگر خوب نبود ببخشید

2- می بینم که اسم عشق اومده وبعضیا خیلی قرمز شدند !! ای ناقلاها !!

3- انشا یکی از درساییه که دوست میداشتم در دبیرستان هم داشته باشیم

4- منتظر میباشم که کامنت هایتان شامل انتقادات و پیشنهاداتتان را بخوانم

۵- نام مرا در وبلاگ هایتان از tiny-star به ستاره ی کوچولو تغییر دهید

۶- تولد امام رضا (ع) جان جون مبارکا باشد

!! تایپ شده با انگشتای ستاره ی کوچولو | | یکشنبه نوزدهم آبان 1387 •

خاطره ي مرگبار من

   

 

سلاااااااااااام به دوستان گل و خوبم 

انشالله كه حالتون يه عالمه خوب باشه 

هزار تا ممنون و تشكر چون سر ميزنيد و كامنت ميذاريد 

آقا حسام مارا در مسابقه خاطرات مرگبار دعوت نموده اند 

منم كه سو‍ژه واسه آپ كردن ندارم با سر و جان و گوش و چشم پذيرفتم 

اما خيلي كه فكر كردم فقط 1خاطره مرگبار ِ قابل نوشتن به ذهنم رسيد !!

مرگبار مرگبار هم نيست .. من با اين سن كمم خاطره مرگبار از كجا بيارم ؟!! البته اخراج از مدرسه هم واسه دانش آموز كوشا و درسخوني مثل من خيلي مرگباره !!‌

با نام و ياد خدا شروع ميكنم نوشتن (( ببخشيد شايد واسه بعضي از دوست جونام تكراري باشه ... مثلا واسه حديثه جون و ببخشيد چون حافظم ضعيفه و متن ماجرا درست يادم نيست ))

 

موضوع : نزديك بود اخراج بشم (( در شرف اخراج بودن !! اخراجي ِ كوچولو!!))

بازيگران : من !! مامانم ، مدير مدرسه مون ، مينا (يكي از بچه هاي مدرسه) ، باباي مينا ، پليس  

صحنه : مدرسه  راهنمايي  ِ‌.... !!

زمان : سال تحصيلي 84-85 وقتي سوم راهنمايي بودم 

شرح ماجرا : يك عدد آدمي بود به اسم مينا توي مدرسه مون كه من به هيچ وجه ازش خوشم نميومد و هميشه تو نخش بودم تا يه جوري حالشو بگيرم 

يه روزي كه معلم نداشتيم من يه فكر توووپ به سرم زد واسه سركار گذاشتنش    

يه بسته قرص استامينوفن تو كيفم داشتم كه خيلي دوسش ميداشتم ( آخه هميشه از معلم واسه خوردنشون اجازه ميگرفتم و ميزدم از كلاس بيرون ) چند تا از قرصارو برداشتم ، با سر خودكار و خط كش و هرچي كه ميشد پودرشون كردم ، بردم خونه ريختم داخل پلاستيك و دورشو چسب زدم ... دقيقا مثل بسته هاي موادي شد كه تلويزيون نشون ميده

فرداي اونروز بهش دادم و گفتم اينارو داشته باش نگهشون دار واسه من ! هروئينه ! مواظب باش كسي بو نبره ،،، اونم قبول كرد . ازم پرسيد مال خودته ؟ گفتم نه ! قراره بفروشم به يه نفر ...  يادم نيست دقيق كه چي ها گفتم چي ها گفت !!

بماند !

بعد از حدود يك هفته سر كلاس نشسته بودم كه اومدن و صدام كردن كه برم دفتر ... رفتم دفتر ديدم مامانم عصباني عصباني نشسته و مدير هم خون جلوي چشماشو گرفته و عصباني تر عصباني تر نشسته   ...

مدير : خجالت نميكشي ؟ تو با اين سِنِت ؟

من : چي شده مگه ؟

مدير : ديگه ميخواستي چي بشه ؟ اينا چي بوده دادي به مينا ؟

من تو اون لحظه فهميدم كه وااااااااااااااااي ! بدبخت شدم 

گفتم : من چيزي ندادم بهش

مدير : مينا بيا تو

مينا اومد داخل  

مدير گفت : تعريف كن .. همونطوري كه واسه من تعريف كردي   همونطوري كه بابات تعريف كرد

مينا : بابام بسته رو از كيفم پيدا كرد پرسيد چيه منم واسش تعريف كردم .. بسته رو برد نشون داد به داييم . داييم هم يكمشو خورد و گفت كه هروئينه        (خب دايي مينا خيلي احمق بوده با اين حساب ... نقش پياز داغ ماجرا رو داره )

مدير (خطاب به من) : باباي مينا اومده اينجا داد و بيداد كرده كه اين چه جور مدرسه اييه كه اينقدر راحت توش قاچاق مواد انجام ميشه ؟‌

من كه چاره اي جز گفتن حقيقت واسم نمونده بود گفتم : خانم باور كنيد اونا مواد نبود  ... چند تا قرص بود كه واسه سرگرمي پودر كردم ... فقط واسه شوخي و خنده 

مدير: تو غلط كردي كه ميخواي اينطوري سرگرم بشي ... شوخي و خنده اي بهت نشون بدم كه هز كني  ... اخراجت ميكنم ... آبروي مدرسه را بردي تو  .... ميدوني چقدر واسه تو و واسه من گرون تموم ميشه؟؟؟؟

من : خانم به  خدا اونا مواد نبودند 

مدير : ديگه حرف تو مهم نيست ! من بسته را فرستادم اداره ، اداره هم فرستاده واسه نيرو انتظامي  ... فقط دعا كن كه راست گفته باشي واگرنه اخراج از مدرسه رو شاخته !!!

(( اوه اوه چقدر ديالوگا طولاني شدند!! ))

چند روز بعد مدير منو صدا كرد و گفت : نيرو انتظامي تاييد كرده كه چيزي نبوده ! 3نمره از انظباطت كم مي كنم تا ديگه از اين غلطا نكني و ...... (بخير گذشت !! )

تمام شد !! حالا يك كلاغ 40 كلاغهايي كه مردم كردند بماند !!‌ مثلا امام جماعت مسجد محلمون گفته بود : جلوي بچه هاتونو بگيريد !! توي يكي از مدارس چند تا دانش آموز مواد كشيده اند .... استغفرالله!!

 (( امام جماعت بيچاره هم تقصيري نداشته .. اطلاعات غلط به عرضش رسوندند ))

نكات كنكوري :

1 – از اون به بعد شيطوني خطرناك تو مدرسه نكردم

2 – اگه خواستيد يه نفرو اينطورسركار بگذاريد ، اول راجع به ضريب هوشي داييش تحقيق كنيد  بعد وارد عمل بشيد

3 – ديگه با مينا حرف نزدم !‌ 

4 -  شما هم دوستاي عزيز خاطرات مرگبارتونو تو وبلاگتون بنويسيد

5 – كامنت شما نشانه حضور مفيد شماست ، فراموش نشه!!   
6 – 666 سه تا 6 داره (چه ربطي داشت؟؟)

7-  بااااااااااااااااااااااااي باااااااااااااااااااااااي دوستاي عزيزززز  

 

!! تایپ شده با انگشتای ستاره ی کوچولو | | یکشنبه دوازدهم آبان 1387 •

دانش آموز ایرانی

 

دانش آموزان محترم! لطفا با انگشتان خود چشم و گوش هایتان را ببندید ، مبادا با خواندن این مطلب باز شوند !!

موضوع: روز تحصیلی یک دانش آموز ایرانی  را توصیف کنید !!


یه دانش آموز ایرانی ، صبح از خواب پا میشه  مثل یه غنچه بسته میشه! یه چرت 5دقیقه ای میزنه تا ته مونده خوابش بریزه بیرون

 بعد از شستن صورت و خوردن صبحونه ... (صبحونه که چه عرض کنم ... با مامانش گرگم به هوا بازی میکنه تا مامانه بلاخره موفق میشه یه لقمه بذاره دهنش) میگرده دنبال وسایلش .... کتابش زیر میز تلویزیونه ، خودکارش تو جورابه باباشه ، یه کتاب دیگه اش زیر پایه میز و... الی آخر ! بعد از اینکه واسه پیدا کردن وسایلش از 7خوان رستم و 5خوان افراسیاب عبور میکنه راهی مدرسه میشه

در حالیکه یه هندزفری یا هدست تو گوششه و داره آهنگ گوش میده و مثل آدمای بی هدف راه میره ، میرسه به در مدرسه

آهنگو قطع میکنه .. سیمارو جمع میکنه و وارد میشه ... مدیر : چرا الان میآی ؟ - دانش آموز: با تاکسی اومدم ، تصادف کرد توی راه و خورد به دختر عمه ام ( باید بگه خورد به دختر عمه ام که فردا بتونه دلیل دیرآمدگیشو رفتن به بیمارستان جهت عیادت دختر عمه اش بگه!!) مدیر: چرا ژل زدی به موت ؟ -دانش آموز: این ژل نیست ، روغ گیاهیه دکتر واسم تجویز کرده ! مدیر : داستان سر هم نکن .. بیا بریم دفتر ببینم !!

دانش آموز پشت سر مدیر راه میافته و تا به دفتر برسن شونصد تا ادا و شکلک واسش درمیاره ... تو دفتر بعد از کلی بحث و مجادله دانش آموز در حالیکه توی دلش  فحشای بد بد به مدیر میده ، بلند میگه : دیگه تکرار نمیشه (تو دلش میگه عمرا !! )

مدیر هم بهش یه مجوز 20دقیقه تاخیر میده و میگه : برو کلاس ...

مسلما دانش آموز که الان کلید موفقیت دستشه کلاس نمیره ، میره پشت بوم مدرسه یا هرجای دنج دیگه ای و اس ام اس بازی میکنه .. یا 4تا علاف مثل خودش گیر میاره، دور هم میشینن و چرت و پرت میگن ...

10دقیقه مونده به خوردن زنگ ، خودکارشو از کیفش در میاره ، یه دونه 1 میذاره جلوی 20 مجوز و اونو 1ساعت و 20 دقیقه میکنه ، قیافشو مثل کتک خورده ها و مردنی ها میکنه ، میره تو کلاس، مجوزو میده به معلم و میشینه

زنگ اول سپری شد

زنگ دوم هم کاری نداره ! قبل از ورود معلم به کلاس : ببخشید ... من دیروز تولدم بود نتونستم درس بخونم ! شما هم به عنوان کادو ازم درس نپرسید !! معلم میگه : تو هرهفته متولد میشی؟؟؟ جلسه قبل هم که تولدت بود !! دانش آموز که گاف وحشتناکی داده ، خودشو خونسرد نشون میده ، یه پوزخند میزنه و میگه : نه !! اون هفته تولد دوستم بود ! یادتون نیست منو واسه درس آوردید منم قبل از جواب دادن از طرف بچه ها بهش تبریک گفتم ؟ معلم هم از ترس اینکه فراموشکار یا خنگ جلوه نکنه میگه : آهان !! اوکی !! یادم اومد ! باشه .. اما دفعه آخرت باشه !
سر کلاس هم یا داره تناول میکنه یا اس ام اس بازی یا حرف میزنه یا ... به هر حال به درس گوش نمیده

 

زنگ سوم ! معلم میاد سر کلاس ، یکم چرت و پرت میگه و میره سراغ دفتر کلاسی ... اسم همون دانش آموزو صدا میزنه

این دانش آموز هم می مونه تو کف که چی کنم ؟ !! صداشو خش دار میکنه ، اشک تو چشماش جمع میکنه ، میره میگه : من سرطان دارم !! چند ماه دیگه میمیرم !! بذارید از این روزای مدرسه استفاده کنم ! گناه دارم ! من که قرار نیست امتحان و کنکور و ... بدم ، فقط واسه سپری کردن روزا میام مدرسه ... نمی تونم درس بخونم ، سلولای خاکستری مغرم میکروب گرفتن .. عفو کنید منو!!

معلم به شدت تحت تاثیر قرار میگیره ، جلوی اشکاشو میگیره و با بغض میگه : برو بشین

دانش آموز هم در حالیکه خنده اش داره از گوشش میزنه بیرون ، میره میشینه و بقیه کلاسو به بطالت میگذرونه

زنگ سوم هم به سلامتی سپری شد

بریم خونه دیگه !

نکته های کنکوری:

1 : این دروغ ها فقط مربوط به یک روز بودند ... اگر میخواهید چنین دانش آموزی باشید ، از آنجا که ما حدود 200 روز به مدرسه میرویم باید از خلاقیت بالایی برخوردار باشید

2: دروغ سرطان را فقط با دبیرهای مشنگ ، گاگول ، احساساتی و فیلم هندی ببین خود مطرح کنید

3: برای دستکاری مجوز از خودکار همرنگ خودکار مدیر استفاده کنید

4: پای مرا وسط نکشید

5: کامنت خود را بگذارید!

۶: روز دختر و میلاد حضرت معصومه رو به همه خصوصا دخترای عزیز تبریک میگم
!! تایپ شده با انگشتای ستاره ی کوچولو | | جمعه دهم آبان 1387 •

رفتار شناسی موسیقیایی!!

 

سلام به دوستای گلم

حالتون خوبه ؟

شما که جواب احوالپرسی منو نمیدید

اما من همش امیدوارم که خوب باشید

(( اگه تونستید قلب رئوف تر از قلب من پیدا کنید!!))

این آپ بنده شکلک و اسمایلی و اموتیکون نخواهد داشت ...

این آپ بنده اصلا آپ بنده نیست ... آپ چلچراغ است... مجله دوست داشتنی من که خــــــــــــیلی خـــــــــــــــاطرشو میخوام !!

و از اونجایی که من آدم نمک نشناسی نیستم! به خودم امر نمودم که حتما باید ذکر منبع بنمایم

پس این آپ نقل شده از چلچلراغه (البته با اندکی دستکاری و تصرف!)
بخوانید و لذت ببرید

رفتار شناسی بر حسب موزیک

چه گوش میدهید ؟ چه رفتاری میکنید ؟

آزمایشی انجام شده جهت اینکه بفهمیم هر کس بسته به نوع موسیقی که گوش میده ، چه رفتاری داره

قراره یه نفر(مثلا بنام آقای ایکس) توی یه کوچه یه طرفه ،ورود ممنوع بیاد و با ماشینای مورد آزمایش کل بندازه

کسی که افتخاری گوش میداد :

-هوی! مگه نمی بینی یه طرفه اس ؟

آقای ایکس : ببخشید !

فرد افتخاری گوش دهنده در ماشین را نیمه باز میکند و زنجیر دور دستش میپیچد

آقای ایکس دنده عقب میگیرد ... الفرار !!!

کسی که آریان گوش می داد :

-معدرت میخوام ! احساس نمی کنید دارید خلاف قانون رانندگی میکنید ؟ نه واقعا ؟!

کسی که رپ گوش میداد :

-تو خیابون داری میری ورود ممنوع، نمیدونی اینکار هستش غیر مطبوع؟! اینجا تهرانه لعنتی شوخی نیستش !!!

آقای ایکس بهت زده نگاهش می کند !

کسی که محسن نامجو گوش میداد:

چیزی نگفت !

آقای ایکس : من دارم ورود ممنوع میاما !!

-جبر جغرافیایی!!!

آقای ایکس : دیوونه

کسی که اخشابی گوش میداد :

-ورود ممنوعه ها!!

آقای ایکس : اشتباه بهت گفتن.! ببین جونم ، اون تابلویی که روش عکس فلش داره یعنی ورود ممنوع ، اون که قرمزه وسطش منها داره یعنی یه طرفه !!

طرف با لهجه - > ببخشین من به قوانین اینجا آشنا نیستم !!

کسی که کلاسیک گوش میداد :

-جناب گمانم مسیر درستی را برای عبور امروزتان انتخاب نکرده اید !

آقای ایکس دست در دماغ میکند و به فرد کلاسیک نما زل میزند!

کسی که محسن چاووشی گوش میداد :

-ورود ممنوعه ! نیا رفیق

آقای ایکس : شرمنده ولی الان اگه یکم بری عقب من رد شدم

-من با زخم زبونا رفیقم

آقای ایکس : من که چیزی نگفتم

-مرهم بذار با حرفات رو زخم عمیقم

آقای ایکس دلش میگیره ، پیاده میشه میره تو ماشین طرف با هم چاووشی گوش میدنو سیگار میکشن

کسی که سنتی گوش میده :

-داری اشتباه میری ای دوست!

آقای ایکس : برو بابا !!
فرد سنتی ماشین را کناری پارک میکند و گریه میکند (( شما نمیخواد زحمت بکشید ! قلب رئوف تر از خودم پیدا کردم))

کسی که راک گوش میداد :

-ایول ! داری ورود ممنوع میای !! این یعنی اعترض به قوانین دست و پاگیر دنیای مدرن! یوهوووووو!! زنده باد رادیکال!!

آقای ایکس معذرت خواهی میکنه و سریع رد میشه !


کسی که ترنس و تکنو گوش میداد :

(شیشه ماشینش بالا بود و نمیشد و فهمید که چی میگه اما سر و دستاش بدجوری حرکت داشتند )

آقای ایکس هم اهمیتی نمیده و رد میشه!

کسی که فرهاد گوش میداد :

-تو هم با من نبودی!

آقای ایکس : یعنی چی ؟ منظورت چیه؟

-هیچی. عیب نداره . تو هم برو (سرش را تکان داد ، چشمانش را ریز کرد و به آسمان نگاه کرد)

کسی که آهنگای روحوضی گوش میداد :

-ورود ممنوع نیا گوگولی مگولی!!

آقای ایکس : درست صحبت کن!!

روحوضی گوش دهنده بشکن میزنه و میره !!

.....

اینا رو هم خودم اضافه کردم :

کسی که متال گوش میداد :

با نعره – ورود ممنوعه ...

آقای ایکس : میدونم !

متال گوش دهنده: Nothing else matters!!

کسی که شادمهر گوش میداد :

اصولا افرادی که شادمهر گوش میدن خیلی باحال و خوب و باکلاسن ... آقای ایکس هم فقط وقت میکنه نگاهشون کنه !!

(( ای ناقلا !! تو هم فهمیدی من طرفدار شادمهرم ؟!؟ ))

کسی که رضا صادقی گوش میداد :

-وایسا دنیا !! داری ورود ممنوع میای !

آقای ایکس : دنیا کیه؟؟؟ .... چشم الان بر میگردم

-  نه نه نمی خواد !! با رنگ مشکیه ماشینت خیلی حال کردم ... بیا رد شو !! ... مشکی رنگ عشقه ....!!


کسی که آرش گوش میداد :

 -نیا تو ... خودت نیا تو ... ماشینتم نیا تو .... ورود ممنوعه نیا تو !!

آقای ایکس :ولی اگه شما اجازه بدید من رد میشم...

آرش گوش دهنده : دی دی دی دی دنیا .... مارو دست انداختی ؟؟ ....میگم نیا تو

(آقای ایکس دو دستی میزنه تو سر خودش که : ای خدا چرا همه به من میگن دنیا؟؟؟!! ناگهان به چیزی شک میکنه ولی با یه نگاه به آینه متوجه میشه که نه ! هنوز همون آقای ایکسه )

 

پایان !!!

 

پ . ن : بازم تبریک !! بخاطر برد پرسپولیس این تیم جیگر و عزیز

پ.ن۲ : به این لینک برید و به علی نیکی رای بدید !! تنها کاندید ایرانی در رقابتی که مشخص میکند بهترین بازیکن جهان کیست ... حتی اگه نیکبختو دوست ندارید به خاطر ایرانی بودنش رای بدید (مرسی)به نیکبخت رای بدهید

پ.ن۳ : کامنت فراموش نشه !!

پ.ن۴ : یکی از دوستان به نام tootan_khamoonتو کامنتشون پیشنهادای جالبی دادن ... بعضیشو مینویسم خوندن اینا هم خالی از لطف نیست

کسی که سهراب با صدای شکیبایی گوش میداد :

-تابلوی ایست ببین ! شاید آن دور تر ها کودکی رد شود از کوچه ما

کسی که مولوی با صدای شاملو گوش میداد :

- دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر

کز آدم متخلف ملولم و انسانم آرزوست

گفتم یافت می نشود جسته ایم ما

گفت آنچه یافت می نشود آنم آرزوست

پ.ن.۵ : سوژه جدید واسه آپ سراغ ندارین ؟؟؟ من مثل یه حیوونی تو گل موندم !!

!! تایپ شده با انگشتای ستاره ی کوچولو | | دوشنبه ششم آبان 1387 •

ممنوع ال.....

 

یـــــــــــــــــــــــــــــــه عالمه سلام خوشگل به دوستای گلم   

حـــــــــــــــــــــــــــــــــالتون خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوبه؟!؟!

خوش میـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــگذره؟؟ 

انشالله که دوستای من همه تون خوب باشید 

یه عالمه تشکر میکنم از شما دوست جونا که این همه منو لطف بارون میکنید و سر میزنید و کامنت میذارید  ... یه عالمه ضربدر یه عالمه ممنووووووووووووووووووووووووووون !!

این دفعه یه آپ سیاسی - سینمایی دارم !! 

همه تون 100% جریان گلشیفته رو میدونید ....

اینکه تو فیلم مجموعه دروغها کنار لئــو دی کاپریو(جان) بازی کرد و گفتند که لئو عاشق چشمای گلشیفته شده        و بعد هم بدون روسری رفت فرش قرمز و...   این خبرا یه عالمه ترکوند !!   با اینکه تلویزیون و اکثر رسانه ها هیچ حرفی از این جریان نزدند  (مثل خیلی اتفاقات دیگه) اما مردم ما که خودشون یه پا بی بی سی هستند     حتی قبل از اینکه فیلم کلید بخوره از جریان خبر داشتند ....    

حالا هم که دختر بیچاره رو ممنوع التصویر کردند     ... ممنوع التصویر شدن و مهاجرت گلشیفته از ایران  مثل داستان شادمهر عقیلی خیلی جنجال به پا کرد و باعث شد که مردم ، به 2دسته موافق و مخالف تقسیم بشن ! 


حالا این حرفا بمـــــــــــــــــــــــــــــاند  

میخوایم بعد از جریان شادمهر ، گلشیفته و حتی فرزاد حسنی ، اتفاقات آینده ای که ممکنه واسه افراد مشهور ایران بیفته رو حدس بزنیم!

شما هم بیکار نشینید ! حدس بزنید و تو قسمت نظرات بگید !!   به بهترین حدس ها جایزه خواهیم داد!!!  بشتابید !!

اینا حدسای منه ! بخونید و شما هم پیش بینی کنید !

محمد رضا گلزار بدلیل بازی در فیلم «مجموعه راست ها» در کنار آنجلینا جولی ممنوع الخروج شد!  گلزار : عاشق لبهای خانم جولی شده ام!!   

 

مسعود ده نمکی با ساخت فیلم اخراجی های3 پیرامون جنگ آمریکا و عراق و دفاع از سیاست های آمریکا ، ممنوع التصویر شد   

 

پس از فیلم های دوزن و سه زن، فیلم چهار زن با بازی کامرون دیاز کلید خورد.. گفتنی است کامرون دیاز برای بازی در این فیلم از موطن خود به ایران آمده و چون آقای (....) که یکی از مقامات دولتی است عاشق او شده   ، کامرون دیاز را ممنوع البازگشت کرده است

 

ا-ح-م-د-ی نژاد سیکل هم ندارد ، چه برسد به دکترا !!     (میپرسید چه ربطی داشت ؟ بروید و داستان آقای کردان ، وزیر کشورو بخونید !!   ) ..... پس از اینکه بیسوادی ا-ح-م-د-ی نژاد مشخص شد ، رهبر او را ممنوع الریاست جمهوری کرد   

 

مهناز افشار پس از مهاجرت به آمریکا و ملاقات با براد پیت با وی ازدواج نمود   ...براد پیت به عشق مهناز آنجلینا جولی را طلاق داد   .... خانم جولی در مصاحبه ای گفتند که مهناز افشار ِ بی همه چیز باید ممنوع الهمه چیز شود و برای تلافی با گلزار ازدواج نمود ! 

فرزاد حسنی بعد از رها شدن از بند ممنوع المصاحبه ای و ممنوع الاجرایی 2باره به تلویزیون بازگشت .... باز هم با برنامه ی کوله پشتی  .... مسئولان برای اینکه دست پیش را گرفته باشند که پس نیفتاده باشند ، سردار قالیباف را به جنگ حسنی فرستادند ! فرزاد حسنی هم با گفتن جمله : عمو قالیباف !! قالی ِ منو بافتی ؟  پشت کوه انداختی ؟  2باره ممنوع الاجرا شد     

در راستای اینکه من خیلی زیاد چرت و پرت مینویسم ، شاید یه نفر پیدا شد و منو ممنوع النوشتن کرد !         اگر چنین شد حلالم کنید که اگر بار گران بودیم ممنوع شدیم و رفتیم ...         

 

تموم شد !!  

ممنونم که خوندید دوستای عزیییییییییییززززززز     

کامنت فراموش نـــــــــــــــــــــــــــــشه ها!! 

منتظر پیش بینی های با حالتون هستم 

  باااااااااااااااااااای تا آپ بعدی 

 

                            

بعد نویس : بلاخره پرسپولیس بعد از ۲ هفته شکست موفق شد تیم برق رو ببره ... اونم با نتیجه ۳-۱  این اولین شکست تیم برق بود .... بازی خیلی خوبی بود ... نیکبخت هم وسطای نیمه دوم اومد .... همه ی استادیوم داد میزدند : نیکبخت ... نیکبخت .....   

یه دونه گلم از رو نقطه پنالتی زد 

!! تایپ شده با انگشتای ستاره ی کوچولو | | چهارشنبه یکم آبان 1387 •

نردبان خوانندگی : چگونه میتوان در 3 سوت خواننده شد ؟؟؟!؟!

 

  با عرض سلام و روز خوش به شما دوستان عزیز   ... امید است که حالتان خوب باشد و همیشه به یاد ما باشید و همیشه شاد باشید و آزاد چون باد باشید و جوانمرد و راد باشید و (( رفتم تو کار سجع !!))

برنامه امروز ِ تاینی استار  تشریح نردبان خوانندگیه !!   این که چطور میشه خواننده شد و معروف شد و پولدار شد و ... ( یه عالمه مزیت داره )

نردبان خوانندگی از پله های مختلفی تشکیل شده ( این چوبای نردبون که پامونو میذاریم روش اسمش پله س دیگه ؟ آره؟   )

ما (من و خودم و تاینی استار ) میخوایم راه بالا رفتن از پله و رسیدن به اون بالارو یادتون بدیم    

مرحله (پله) اول : اول از همه چیز شما باید با مامانتون قهر کنید   .. به قول شاهکار جان : هرکی از مامانش قهر میکنه ... میخواد بیاد یه شبه خواننده شه 

مرحله دوم  : تهیه وسایل لازم

وسایل لازم :

صدا : مقداری که به گوش برسه       ( زشت ، قشنگ ، بم یا زیر فرقی نمیکنه ! با کامپیوتر درست میشه!   )

شعر :عاشقونه:  مریم حیدرزاده!   رپ:  رپ که شعر نمیخواد ... 4تا جمله سر هم کن ... 4تا فحش + ما شاخیم + کل کل + رپ مال ماست و......

صحنه : یک جا !! ( وسط بیابون ، خونه کلنگی عمه مریم ، زیر زمین همسایه ، جنگل نور ، آشغالدونی شهرداری .... فرقی نمی کنه ! زمین مفت زیاده )

دوربین : یه هندی کم یا هر مدل دوربین فیلمبرداری ...  مغازه ها اجاره میدن ... این یکم پول میخواد ... اگه میتونید قرض بگیرید که چه بهتر ... اگه خودتون دارید که چه بهترتر

آهنگ و آهنگساز     : آهنگساز سیخی چنده ؟!؟؟! چیزی که زیاده آهنگ بیکلام و بیت و آهنگ مجانی و آهنگ از خواننده های دیگه !!   به هر حال صرفه جویی لازمه !!

گیتار: اگه آهنگتون عاشقونس یا غمگین یا تو همین مایه ها ... داشتن یه گیتار خیلی مفیده ... لازم نیست بلد باشید ! فقط دستتون بگیرید و انگشتاتونو روی سیماش تکون بدید !!

قیف یا بطری نوشابه : این وسایل به درد این میخورن که اول ِ آهنگ دهنوتونو بکنید توش و با صداهای عجیب غریب خودتونو معرفی کنید!  

اسپری : اگر صحنه شما خونه کلنگی عمه مریم یا زیرزمین همسایه است ...به یه عالمه اسپری احتیاج دارید که دیوارارو رنگ کنید و اسم و شعارایی بنویسید که حتی خودتونم نمیتونید بخونید

لباس : هرچی لباس رو دست خودتون و فامیل وهمسایه مونده رو بردارید  ... بعد از بینشون اونایی که رنگ جیغ دارن یا یه قسمتشون پاره شده و.... به هر حال باعث جلب توجهن رو انتخاب کنید ... اگه مایه دارید و دستتون به جیب باباتون میرسه   ... خودتون برید هرچی لباس جیغ میبینید بخرید

دنسر (

dancer  

): 4تا آدم بیکارو معتاد و ... از کنار خیابون پیدا کنید وازشون بخواید که موقع اجرای شما؛ کنارتون یا پشت سرتون لگد پراکنی کنند و حرکات پا در هوا انجام بدن (بیشتر به درد آهنگ رپ میخوره)

پخش آهنگ بین مردم : با هر روشی که دوست دارید آهنگتونو پخش کنید : بلوتوث ، آپلود ، رایت کردن رو سی دی یا دی وی دی و.....

اگه این وسایلو جور کردید .... به مرحله سوم وارد بشید 

مرحله سوم : توصیف صدا ؛ لباس؛ صحنه و حرکات

صدا چگونه باشد : بستگی داره که شما درحال خوندن چه آهنگی هستید .. اگه عاشقونس ... صداتونو گریه دار کنید!   انگار که دارید التماس میکنید   ...اگه گریتون نمیاد خودتونو بزنید تا بیاد  ... اگه نمیخواید خودتونو بزنید به یکی بگید شمارو بزنه ... اگه به کسی نمیگید شمارو بزنه ...  برو بابا بچه سوسول تورو چه به خواننده شدن؟؟؟

میگفتم!

اگه آهنگتون رپه : صداتونو خشن و کلفت کنید !  برید سرمابخورید تا صداتون خشن بشه ... دستتونو دور گلوتون فشار بدید.. زور بزنید (خاک به گورم!! وسط آهنگ سوتی ندیدا !! ) ... بالاخره یه کاری بکنید!!

اگه آهنگتون غیر از این 2مورده .. اصلا بیخیال شید .. چون فعلا همینا تو بورسه

لباس چگونه باشد : لباس باید رنگ جیغ داشته باشد !   ( واسه آهنگ رپ ترجیحا گشاد باشه.... میتونید لباس حاملگی مامانتونو بپوشید .. یا تیشرت عموی چاقتونو !!  ) ... یقه پیرهنتونو تا وسط شکمتون باز کنید .. با یه عالمه موی پشمالو (اَه اَه اَه ... کلی چندشم شد! )  شلوارتونو پاره کنید .. یه کروات با رنگ جلف هم ببندید .. حتی اگه کت نپوشیدید ! از گردنبند و مچ بند های گنده هم استفاده کنید ... اگه ندارید از بند کفش یا تسبیح یا پارچه اضافه های خیاطی آبجی استفاده کنید 

صحنه چگونه باشد : صحنه را قبلا توضیح دادیم ... یکمی هم خودتان سلیقه به خرج دهید تا یاد بگیرید همه چیز نباید آماده باشد!!    خیلی پررو هستیدها!!

حرکات چگونه باشد : این هم باز بستگی به نوع آهنگ داره : اگه عاشقونس : هی دستاتونو به حالت دعا ... یا به حالتی که میخواید بزنید تو سرتون ( حالت خاک تو سری!) بگیرید  .. دستتونو رو قلبتون بذارید  و وقتی که از کلمه ی « تو» استفاده میکنید با سبابه به دوربین اشاره کنید و چشماتونو به شکل ملتسمانه ای دربیارید  ( به یاد دوران بچگی که به مامانتون التماس میکردید واستون اسباب بازی بخره)  

اگه آهنگتون رپه : به دلخواه چند تا انگشتارو خم و چند تا را صاف نگه دارید یا مشت کنید   .. اگه بلد نیستید 7-8 تا عکس از هیچکس و پیشرو جور کنید تا یاد بگیرید   .. وقتی یاد گرفتید ، موقع اجرا دستتونو جلو عقب ببرید ... بکنید تو دماغ دوربین  و دربیارید     .. هی لباس گشادتونو بگیرید ( انگار که دارید میگید : ببین لباسمو ! دلت بسوزه! )  ... اما کلا حرکت دست از همه چیز مهم تره

اگه این مرحله هم آماده شد ....بدو بدو که معروف شدی!!   نه ! ندو!  اول بیا به من امضا بده !   2روز دیگه میخوای عینک دودی بزنی   ، کلاس بذاری و محل ندی بهمون ... نمیگی تاینی استار خواننده ات کرد که !! 

        

ببخشید دوستای گلم   ... من خیلی حرف زدم .. از ساعت ۱۰:۲۰ تا الان که ۱۲ست دارم مینویسم   .... دیگه هیچی نمیگم ... بای تا آپ بعدی  ... کامنت فراموش نشه  

  

 

 

!! تایپ شده با انگشتای ستاره ی کوچولو | | دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 •

معروف بودن یا نبودن ... مسئله اینست !!

سلااااااااااااااااام به همگی شما دوستان گرامی !!     بسی امید است که حالتان خوب باشد و دماغتان فربه باشد و سرحال باشید و ..!!

می تشکرم  از همه کسانی که برای پست قبلی کامنت گذاشتند و مارا مفتخر نمودند ...  دمتان گرم و بازدمتان هم گرم !!   ... جوابها بسی جالب بودند .... و خانواده با بیشترین آرا عضو جدانشدنی زندگی ما انتخاب شد !! کف مرتب به افتخار تمام خانوداه ها بنمایید   

تبریکی هم برای اینکه تیم ملی فوتسالمان پنجم جهان شد  ( اگر اشتباه نکنم ) من بازی را ندیدم ... اما شنیده ام که در دقایق آخر ایتالیا گل مساوی را زده است و ..... حال مارا داخل  قوطی نموده !!

تبریکی هم برای برد تیم ملی کشورمان از کره شمالی .... 

تبریکی هم به خودم ! چرا که دوستانی بسیار خوب دارم که لطف می نمایند و به ما سر میزنند ..     دمشان هات باشد !! 

بگذار ببینیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم  ....نه دیگر !! چیزی جهت تبریک گفتن باقی نمانده !!

عرضم به حضور شخیصتان کــــــــــــه ........... دیشب من و مادرم داشتیم از داخل پیاده رو عبور مینمودیم ... ناگهان دیدیدم که چندی از مردم دور چیزی حلقه زده اند ... قدم به جلوتر نهادیم ... دیدیدم که یک آقا با دوربین و آقایی دیگر با میکروفونی در دست ، مشغول تهیه گزارش بودند   ... روی میکروفون نوشته شده بود : «پیک هفته» (( اصفهانیا این برنامه رو میشناسن !! )) ... بنده به مادرم عرض نمودم که : مامان !! مام !! مامی !! ننه !! لوئیس !!       بیا تا ما هم از مقابل دوربین عبوری بنماییم و انگشتمان را مثل آدم های جوات شکل 7 فارسی بنماییم   ( اینجوری :  )  و خدارا چه دیدی چه ندیدی شاید ما هم معروف گشتیم  ..  اما مادرم نپذیرفت   ... از ما اصرار و از او انکار   .. اما فایده ای نداشت ...حال اگر مادرمان قبول نموده بود من که اینجا نبودم ... مشغول امضا دادن گشته بوده ام!!!     و دیگر کسی نبود که برای شما آپ های خوشگل خوشگل بنماید   ...اما نشد که نشد.. ......و نمی دانم چرا یک نفرنیست که به من بی جنبه بگوید خوب است که تو فیلم بازی نمی نمایی !!  

اصلا معروف شدن به ما نیامده است !!   در طول 17 سال زندگی فقط یک عدد عکس با شهاب بخارایی انداختیم ( که دور از جان شما کسی او را داخل آدم حساب نمی کند !!  ) این در حالیست که همین یک عدد عکس را هم آنقدر به همه نشان دادم که داغان شده است  و چیزی از آن واضح نمانده است .. آنقدر که میترسم اگر به کس دیگری نشان دهم بگوید : شهاب بخارایی کدامشان است ؟؟!! 

چه کنیم دیگر ؟! این هم از مضرات بی جنبه بودن است !    

بسی صحبت نموده و کله شما را پکاندیم !    پوزش می طلبیم از نوشتن این همه چرندیات ....

شما را به خداوند منان میسپارم و از شما طلب کامنتی هرچند ناقابل می نمایم !

پ.ن.1 : حدیثه جان ما دوست نداریم وبلاگمان مثل آبنبات باشد !!     لطف بنمایید و همیشه به ما سر بزنید 

پ.ن.2 : یادمان رفت بگوییم !! علیرضا افتخاری و علی نصیریان و امید زندگانی را هم از نزدیک دیده ایم (( این را هم بگذارید به حساب بی جنبگی !!! )

پ.ن.3 : آلبوم جدید محسن چاووشی «یک شاخه نیلوفر» را بخرید و نوش جان گوش تان بفرمائید .. بسیار زیبا میباشد 

 پ.ن.۴ : از کسانی که جواب کامنتشان را نداده پوزش می طلبم ... در اسرع وقت پاسخ خواهم داد

 

    بعد نویس !!! : تو رده بندی جدید فیفا فوتسال ایران چهارم شد 

!! تایپ شده با انگشتای ستاره ی کوچولو | | جمعه بیست و ششم مهر 1387 •

7 چیز مهم

  سلام به دوستای گل و خوبم  

حالتون چطوره ؟؟؟؟  خوش میگذره ؟؟ 

قبل از اینکه آپ کنم ... یه تشکر میکنم از اونایی که میان و نظر میدن   ... خیلی خانمن !! ( البته همشون نه ... بعضیشونم خیلی آقااان !!  )

میخوام ازتون یه سئوال بپرسم که واسه اینکه بهش جواب بدید یکم فکر لازمه 

البته زیاد به مغزتون فشار نیارید که به اتفاقات بدی منجر بشه ها !! 

سئوال اینه :

۷ چیزی که نمیتونید بدون اونها زندگی کنید چیه ؟؟؟؟ 

جواب منو بخونید و جواب خودتونو بدید 

هیچ اولویتی در کار نیست و همینجوری قاطی پاتی نوشتم 

۱- کامپیوترم 

۲- موبایلم     (smileye morede nazar yaft nashod !! )

۳- خونوادم 

۴-نوشابه !! 

۵- آدامس relax

۶- مجله چلچراغ 

۷- mp4 playerم !! 

شاید بعضیشون چرت و پرت باشن .. اما خب اعتیاده دیگه ... کاریش نمیشه کرد !!  

حالا چرا هفت تا ؟؟؟  هفت عدد مورد علاقمه ... شما هر چند تا خواستید بنویسید ... فقط بنویسید .. تعدادش پیشکش   

 

  مرسی مرسی مرسی 

منتظر کامنتاتون هستم

 

بای دوستای گل   

 

!! تایپ شده با انگشتای ستاره ی کوچولو | | شنبه بیستم مهر 1387 •

2باره اومدم !!

سلااااااااااااااام به دوستای گلم 

حالتون خوبه ؟   دماغتون چاقه؟؟   سرحالید ؟ خوش میگذره ؟

چی ؟؟ دلتون برام تنگ شده بود ؟  میدوووووونم !!     آخه دل به دل راه داره ! منم دلم واستون اندازه ی مردمک چشم مورچه شده بود !! 

این کامپیوتر بد بد بد هنگیده بود و غاطی میکرد !! منم باهاش قهر کردم و دیگه نیومدم پیشش ... 

اما الان بیشتر از همه اعصابم از دست خودم خرده ،   خودم دارم رو اعصاب خودم لی لی بازی میکنم !!

آخه زدم گیتارمو شکوندم !!  خیلی واسش ناراحتم ....  گیتار خوبی نبود ، اما خب دوستش داشتم !!   

البته نگید عجب دختره دیوونه اییه ! خب هرکسی گاهی عصبانی میشه !!   

 شماها چکار میکنید ؟ چه خبرا ؟؟  دانش آموزا مدرسه میرن ؟؟؟  یادتونه گفتم سنگ خورده به سر من و تصمیم گرفتم درس بخونم ؟؟ حالا هرموقع که درس میخونم هیچ معلمی ازم سئوال نمیپرسه !!   منم حســــــــــــــــابی ناامید شدم !!

امروز از معلم زیست شناسی پرسیدم : از منم درس میپرسید ؟؟؟ جواب داد : متشکرم !     (بیچاره قاطی داره!!) 

از یه طرف میدونم که کافیه یه روز درس نخونم و برم مدرسه ، اون موقع است که همه ی معلما منو صدا میکنند واسه درس !!   شانس نداریم که !!

خیلی حرف زدم ، ببخشید

مرسی که خوندید 

  نظر فراموش نشه !! 

بای

!! تایپ شده با انگشتای ستاره ی کوچولو | | چهارشنبه هفدهم مهر 1387 •

گوگل گوگولی تولدت مبارک

   گوگل ۱۰ ساله شد !

   گوگول جان تولدت مبارک 

بیا ببوسمت 

 

  Happy birthday 

 

دست بزنید !! شادی کنید !!    گوگل ۱۰ ساله شد 

 

راستی گوگل دختره یا پسر ؟؟؟   کادو  باید واسش ماشین بخریم یا عروسک ؟؟ 

گوگل جان ما خیلی دوستت داریم

تولد تولد تولدت مبارک !!!   گوگل باید برقصه !!  گوگل باید برقصه !!   نکنه از یاهو بترسه ؟؟؟!!!!  

 

راستی تو قسمت نظرات بگید اگه میخواستید به گوگل هدیه بدید   ....  چی میدادید ؟؟

 

منتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــظرم دوستای گلم    

                          

اینم هدیه دوست گلم ستاره به گوگل

 

!! تایپ شده با انگشتای ستاره ی کوچولو | | یکشنبه هفتم مهر 1387 •

بچه ها متشکریم

  سلام سلام صدتا سلام 

  هزار و سیصد تا سلام 

  شونصد و پونصد تا سلام 

خوبید ؟؟؟؟؟؟

بازی رو دیدید ؟؟؟ 

والیبال ایران و کره رو میگم

دیدید قهرمان شدیم 

ایول به همشون     .... دم همه والیبالیستامون گرم 

گل گل گل کاشتند 

کشاورزی جون و نادی جون و معروف جوووون و موسوی جوووووووووووون  و بقیه !!! دست همتون درد نکنه       

  امیدوارم همیشه شاهد پیروزی های تیم ملی همه رشته ها و تیم باشگاهی پرسپولیس باشیم

 

دوست جونای من نظر یادتون نره 

خداحافظظظظظظ

 

!! تایپ شده با انگشتای ستاره ی کوچولو | | جمعه پنجم مهر 1387 •

قرمزته تا ابد + روز قدس!!!

  پرسپولیس حمله کن........... تو قهرمانی 

سلاااااااااااااااااااااااااااام خدمت خوانندگان عزیز وبلاگ .    حالتون چطوره؟....  امیدوارم بازی پرسپولیس و پگاه رو دیده باشید و حسابی حال کرده باشید         

عجب بازی خفنی بود 

پرسپولیس 2-0 پگاه 

گلارو کریم باقری و توره زدند ( 36 و 79)  

    پرسپولیس زلزله : همینه همینه   

یه بازی قشنگ با حضور علی کریمی  ....

قربون همشون برم !!     فدای همشون ...    انشالله امسال 2باره قهرمان میشیم (به کوری چشم بقیه تیما) 

به نظر من مرد شماره 1 میدان توره بود چون پاس گل داد ، پنالتی گرفت و گل زد 

مرد شماره 2 هم پتروویچ ( درست نوشتم؟؟؟      ) و مرد شماره 3 کریم باقری بود ، درسته که 2 تا پنالتی رو به ... داد  اما گل که زد و بازی تاثیرگذاری داشت  

دم تماشاچیا هم گرم ..... کلی آدم ریختن تو ورزشگاه و کلی شعار دادن           ( ای خدا یعنی میشه منم یه روز برم ورزشگاه؟؟  )

چشمای خیابانی داشت درمیومد ....  

نیکبخت جونم که محروم بود یه تیپ خوشگل و مامان زده بود و بازی رو میدید     ( یادم باشه واسش اسفند بزنم به تخته) 

    پرسپولیس .... سرور استقلاله   

اما از حق نگذریم پگاه هم خیلی خوب بازی کرد  تلاش خودشو کرد اما مشخصه که بین خوب و خوبتر ، خوبتر پیروز میشه  

اینم از گزارش ورزشی من !!    

    

بریم سراغ قضیه فردا ..... میدونید چه خبره ؟ روز قدسه .. میخوایم تو کشور خودمون به اسراییل حمله کنیم  

شما میرید راهپیمایی؟؟  ؟ من که نمیرم !! چیه بابا ؟!؟!     آدم روز جمعه شو خراب کنه بره تو خیابون که چی؟؟؟  

فکر کردید اسراییل و آمریکا خیلی میترسن ؟    یا وقتی این همه جمعیتو میبینن خودشونو بلا نسبت خیس میکنند؟  

اگه مردم یا اون ادم گنده های مملکت خیلی ادعای شجاعتشون میشه .... به جای شعار ، عمل کنند  

کارشون شده حکایت جوک اون یارو که سنگ میندازه توی صندوق صدقات میپرسن واسه چی اینکارو میکنی ؟ میگه میخوام به فلسطین کمک کنم !!    

  خوشحال میشم نظرتونو راجع به نظر من تو قسمت نظرات بگید !!   

در ضمن ببخشید که  آروم نوشتم ... آخه خیلی جیغ زدم دیگه صدام در نمیاد    

 

تموم شد عرایضم !!    قربان شما !!    نظر فراموش نشه و خدانگهدار  

!! تایپ شده با انگشتای ستاره ی کوچولو | | جمعه پنجم مهر 1387 •

«تصمیم کبری»

 

 

به قول بچه ها : باز آمد بوی گند مدرسه .....

سلام !!  خوبید؟؟ چه کارا میکنید ؟؟ خوش میگذره ؟؟ دانش آموزا با مدرسه چه میکنند ؟

من که اصلا باهاش حال نمی کنم ...  امسال میرم سال سوم.... رشته تجربی .... ولی کلا با مدرسه حال نمی کنم ، خصوصا امسال که تو کلاسی پر از کلی بچه گاگول افتادم  ،  جدا از کلاس و محیط مزخرف مدرسه ، فکر اینکه بخوام درس بخونم خیلی اذیتم میکنه  . البته از خدا که پنهون نیست از شما هم پنهون نباشه سالهای قبل اصلا درس نمی خوندم   ، اصلا سر کلاس نمی رفتم و همیشه جیم میشدم!!!   روزایی هم که میرفتم سر کلاس خودمو میزدم به مریضی و میزنگیدم به مامان بیچارم که پاشو بیا دنبال من 

امااااااااااااااااااا  ....... روزی که مامانم کارنامه درخشانمو نشونم داد    یه سنگ گنده از آسمون افتاد رو سر من (( فکر کنم سقف اتاق پاره شده بود! ))... و اینطور شد که سر من خورد به سنگ ، نه! سنگ خورد به سر من  وتصمیم گرفتم که امسال دانش آموز خوبی باشم و درس بخونم  (((به این میگن تصمیم کبری!!! )))

یه لحظه صبر کنید !!

اومدم ! شرمنده که طول کشید .... رفته بودم ناهار بخورم 

همین دیگه! این پست دوم بود 

مرسی که گوش دادید ((خوندید منظورمه))   

 

پ.ن : فکر نکنید من دختر بدی هستم و روزه نمیگیرما !! میگیرم ! اما 2تیکه   ... یعنی صبح که صبحونه خوردم تا ظهر روزه میگیرم ، بعد از ناهار 2باره تا شب روزه میگیرم  ..... ((اینم یه جورشه .... شما هم امتحان کنید .. زیاد سخت نیست ))

 

 

دوستای گل و خوبم   دیگه وقت رفتنه!!

نظر یادتون نره!!

بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــای بای 

 

!! تایپ شده با انگشتای ستاره ی کوچولو | | چهارشنبه سوم مهر 1387 •

اولین پست

بنــــــــــــــــــام خدای مهربون

سلام    

یه سلام قشنگ ...

از اون سلامای خوشگل که فقط مخصوص اولین دیداره

از اون سلامای گرم که فقط مال اولین پُست وبلاگه !

امیدوارم این وبلاگ موفق بشه ، بگیره ، خوب باشه و شما هم لطفتونو ازش دریغ نکنید 

 

بریم سراغ اصل مطلب و محتوای اصلی پست .... 

اولین پستو اختصاص میدم به یک خبر ورزشی :

-نشان جام جهانی  2010 آفریقای جنوبی انتخاب شد : زاکومی !

زاکومی یک پلنگ زرد رنگه که رئیس برگزار کننده جام جهانی فوتبال در آفریقای جنوبی در موردش گفته :

زاکومی نشونه  یه جوون پرانرژی، باهوش، بلندپرواز، دارای اعتماد به نفس بالا و اجتماعیه

(((( من میگم تا آدما هستن چرا باید از حیوونایی مثل پلنگ استفاده بشه ؟؟؟ به جون خودم من تموم این خصوصیاتو اونم در حد اعلا دارم  ... منو ببرین بزارین نشونه جام جهانی ... فک کنم این یارو که زاکومی رو انتخاب کرده یه نسبتی با اون پلنگه داشته واگرنه این روزا که بدون پارتی بازی آبدارچی مدرسه هم نمیشی چه برسه به نشانه ی جام جهانی!!! ))))

یه چیز دیگه ! زا : اولین حرف کلمه آفریقای جنوبی اونم به زبون خودشونه ، کومی هم به همون زبون آفریقایی معنی 10 رو میده که اگه بچه های باهوشی باشید میفهمید معنیشو !!

اینم عکسش

 

همین دیگه

نظر یادتون نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــره ها!!! این اولین پست منه ، اگه نظر کم داشته باشه اصلا از وبلاگ و اینا خسته و دلزده میشم !! گناه دارم ! 

خداحافظ تا آپ بعدی   
!! تایپ شده با انگشتای ستاره ی کوچولو | | سه شنبه دوم مهر 1387 •